تبليغاتX
خنده بازار
جوک برای بچه ها
یک روزاز یه جوجه تیغی می پرسن:بزرگ ترین آرزوت چیه؟

اشک تو چشماش جمع شد وگفت: بغلم کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/23ساعت 16:25  توسط امیر حسین  | 

مردی به کتابفروشی رفت وگفت :آقا کتاب((مردها رییس خانواده )) را دارید.

کتابفروش: نه آقاکتابهای  تخیلی نداریم.                  

+ نوشته شده در  جمعه 1390/08/27ساعت 12:1  توسط امیر حسین  | 

باسلام

این وبلاگ را برای نوشتن لطیفه های خودم و شما ایجاد کردم.

لطیفه های خود رادرقسمت نظرات وارد کنید.

+ نوشته شده در  جمعه 1390/08/27ساعت 10:49  توسط امیر حسین  | 

دو تا جوجه به هم قول میدن که بزرگ شدن باهم عروسی کنند ، وقتی بزرگ می شوند می بینند هر دو تاشون خروس هستند.

+ نوشته شده در  جمعه 1390/08/27ساعت 10:32  توسط امیر حسین  |